یکی از عمارت های مهم دوره قاجار که تاریخ پر فراز و نشیبی را طی کرده، باغ نگارستان است. فتحعلی شاه (1212 – 1250ق)، دوران سلطنت خود، قصر و باغ بسیار در تهران ساخت که از جمله باغ گلشن، قصر ماه، قصر فیروزه، قصر آبگینه، قصر زمرد و باغ نگارستان را می توان نام برد ( سهیلی خوانساری، 1353،ص 31)

باغ نگارستان در آغاز بنا به دستور فتحعلی شاه، در سال های 1222 تا 1228 قمری به شکل یک باغ – قصر و برای استفاده در ایام تابستان ساخته شد. جشن ولیعهدی محمد میرزا ر 1249 قمری و تاج گذاری او در 1250 قمری و نیز مراسم ازدواج ناصرالدین شاه در 1258 قمری در همین باغ برپا شد. ولی به مرور زمان به علت بی اعتنایی ناصرالدین شاه به این باغ، صورت متروکه در آمد. انا با توجه به عمارت های دلگشا و قلمدان در آن، وجود نقاشی های عالی، بروز وقایع سیاسی از جمله قتل قائم مقام فراهانی در این باغ، آن را همواره مورد توجه واقع می ساخت، و در آینده ای نه چندان دور با تبدیل این باغ به یکی از مهم ترین مراکز آموزشی عالی کشور و به عبارتی، اطلاق نام اولین دانشگاه در ایران به آن و در نتیجه رفت و آمد رجال فرهنگی در آن مکان مجددا مورد عنایت قرار گرفت

باغ نگارستان اولیه با توجه به نقشه عبدالغفار نجم الدوله که در سال 1309 قمری (1891م) تهیه شده است، دارای وسعت نسبتا زیاد و حدود 43200 متر مربع بوده و به مرور زمان، بخش هایی از آن به ادارات  و سازمان های دولتی واگذار شد. بنا براین، محدوده کنونی آن، با حدود 10 هزار متر مربع، قابل قیاس با اراضی اولیه نیست. این گزارش در نظر دارد چگونگی شکل گیری این باغ و حوادثی را که بر آن گذشته است، بررسی و توجه علاقه مندان به میراث گذشته این سر زمین را بر اساس شواهد و مدارک موجود جلب کند.

اگر چه این باغ به رغم نا مهربانی های فراوانی که در عمر نه چندان طولانی خود (حدود دویست سال) دیده است، این استعداد و آمادگیرا دارد که در جایگاه یکی از مراکز فرهنگی مهم و قابل اعتنا مورد بازدید مردم به طور عام و دانش آموزان و دانشجویان و رجال فرهنگی به طور خاص قرار گیرد. به ویژه اینکه در سال های اخیر مقرر شده است تا این فضای تاریخی و دلنشین، به موزه تاریخ علم و مرکز اسناد دانشگاه تهران تبدیل شود.

محدوده باغ نگارستان

موقعیت امروز: در انطباق موقعیت تاریخی باغ نگارستان با مشخصات نقشه فعلی شهر تهران، کل محدوده باغ نگارستان در شمال میدان بهارستان و در غرب تقاطع خیابان مصطفی خمینی و خیابان مجاهدین اسلام است، و می توان حدود اربعه باغ را به شرح زیر معین کرد: از شمال به خیابان شریعتمدار ، از جنوب به خیابان کمال الملک (جنوب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)، از غرب به خیابان شهید سعید نیکخو و از شرق به خیابان دانشسرا محدود است. در این محدوده معاونت راهبردی برنامه ریزی و نیروی انسانی ریاست جمهوری (سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور قدیم) در بخش میانی باغ قدیم، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در بخش جنوبی باغ قدیم و پژوهشکده فرهنگ و هنر دانشگاه تهران در بخش شمالی باغ قدیم استقرار دارند. در 15 سال اخیر سازمان برنامه و بودجه اقدام به خرید اراضی حد فاصل خیابان شهید سعید نیکخو و خیابان صفی علیشاه (در بخش غربی باغ قدیم) کرد بدین ترتیب محدوده اراضی دولتی در غرب تا خیابان صفی علیشاه گسترش یافت و خیابان شهید سعید نیکخو که سابقا معبر حد غربی باغ نگارستان بود، جزو اراضی مجموعه دولتی فعلی شد.

موقعیت تاریخی: در ابتدا باغ نگارستان در محدوده خارج از حصار شاه طهماسبی شهر تهران قرار داشته و از سال 1285قمری پس از گسترش شهر در دوره ناصرالدین شاه، جزو محدوده دارالخلافه شده است. مندرجات نقشه عبدالغفار نجم الدوله حدود اربعه باغ را از شرق به امتداد خیابان دروازه شمیران و اصطبل اعتماد السلطنه، از غرب به اراضی جلال الملک و از جنوب  به دو باغچه به نام باغچه جلال الملک و باغچه صنیع الدوله نشان می دهد. این دو باغچه در کنار جلو خان باغ نگارستان  و در سمت شمال آن قرار داشته اند. گفته شده این دو باغچه قبل از توسعه شهر تهران در سال 1285 قمری به صورت خندق بوده است و هم چنین در اخبار آمده است (محدوده باغ در زمان صدارت حاج میرزا آقاسی تغییراتی نموده است. او دستور داد تا علاوه بر حصار اصلی باغ، حصار دیگری بکشند که به حصار دوم باغ معروف شد .این حصار از جانب شرقی پیاده روی خیابان دانشسرای عالی، از سوی غرب پیاده روی خیابان غربی سازمان برنامه، از جانب شمال منتهی الیه خیابان شریعتمدار رفیع و از حانب جنوبی نرسیده به پیاده روی جنوبی خیابان کمال الملک بود و تا سال 1313 {شمسی} قسمتی از حصار دوم وجود داشت(انوار 1373،ص 19)

نشانه های باقی مانده از باغ نگارستان

آنچه که امروزه به باغ نگارستان شناخته می شود محدوده ای است که در شمال باغ قدیم واقع و اکنون در اختیار دانشگاه تهران قرار دارد . این محدوده از شمال به خیابان شریعتمدار، از شرق به خیابان دانشسرا، از غرب به پارکینگ سازمان مدیریت و برنامه ریزی و از جنوب به ساختمان های سازمان مدیریت و برنامه ریزی محدود می شود که حدود 10 هزار متر وسعت دارد. اما در این محدوده تنها مستحدثات مربوطه به دانشسرای عالی که هسته اولیه دانشگاه تهران بود و در آغاز قرن معاصر ساخته شده وجود دارد. این مجموعه مشتمل بر یک ساختمان آموزشی، کتابخانه، بخش اداری و محوطه فضای سبز است.

تنها نشانه باقی مانده از باغ و عمارات قاجاری نگارستان، عمارت حوض خانه باغ نگارستان است که در جنوب محوطه معاونت برنامه ریزی و راهبردی و به فاصله از محوطه دانشگاه تهران، در داخل محدوده ساختمان های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بر جای مانده است. عمارت حوض خانه باغ نگارستان تنها اثر باقی مانده از باغ و عمارت داخل آن است. این بنا به علت استقرار در مجاورت اداره صنایع مستظرفه که بعد ها به وزارت فرهنگ و هنر تبدیل شد، از سال 1309شمسی به موزه هنر های ملی اختصاص یافته است. موزه ای مهجور و دور از دید عموم که در آن نقاشی های ارزشمند از هنرمندان معاصر ایرانی نگهداری و نمایش داده می شود.

چگونگی شکل گیری باغ و توصیف  آن

باغ نگارستان در سال 1222 قمری (1187ش)، آغاز قرن نوزدهم میلادی، در زمان حکومت فتحعلی شاه قاجار، خارج از خندق محدوده مرکزی ارگ، برای رهایی از گرمای تابستان تهران ساخته شد. گفته شده است که ( یکی از اقامتگاه های محبوب فتحعلی شاه، کاخ نگارستان در جهت شمال شرقی شهر در سال 1226 قمری تکمیل شد. این کاخ که بر اساس پلان باز ساخته شده بود، شامل سه ساختمان جداگانه، یعنی یک کوشک گنبد دار، یک اتاق پذیرایی هشت ضلعی و یک اندرونی به شکل سازه ای مستطیلی که دور تا دور حیاط اندرونی قرار داشت، همه این ساختمان ها درون باغی از درختان تبریزی و گل سرخ قرار داشتند. امروز تنها کوشک گنبد دار به جا مانده که از آن به عنوان موزه هنر های ملی استفاده می شود ( اسکرس،1375، ص 84)

عبدالله انوار ضمن معرفی باغ نگارستان، می نویسد: ( این باغ که به روزگار احداث خود یکی از باغ های خارج شهر تهران بود، با دو باغ دیگر مجاور خود، یعنی باغ سردار ایروانی و باغ نظامیه میرزا آقا خان نوری، باغ های ثلاثه آن سوی خندق شمالی تهران  آن روز را تشکیل می داد و تاسیس کننده آن، سر آن داشت که این باغ به ایام گرمی هوای تهران و عزیمت به ییلاق های شمالی، منزل اول ییلاق او باشد (انوار 1373،ص 16)

جیمز موریه نیز در سفر نامه خود نوشته است : ( شاه در حال ساختن سکونت گاه ییلاقی دیگر در نیم مایلی شهر به نام نگارستان است)( 1386،ص 259) عبدالله انوار با استناد به سفر نامه موریه می نویسد: ( از آنجا که موریه از اعضای عالی رتبه سفارت سرهارفورد جونس، سفیر انگلیس بود و این سفارت در 1809 میلادی اتفاق افتاده است و در سال 1809میلادی با 1224 قمری تطبیق می کند، این قول او می رساند که در سال 1224 قمری این باغ هنوز در دست ساختمان بوده است. (1373، ص 16) مادام دیولافوا که بین سال های 1299 -1330قمری (1881 -1885م) به ایران سفر کرده است، در سفر نامه خود به این باغ اشاره کرده و شرحی بر آن نوشته است: ( یکی از عمارت او (فتحعلی شاه) معروف به نگارستان و بسیار تماشایی است. این بنا سر در بزرگی دارد که در جنبین آن دو قراولخانه واقع شده و سربازان مستحفظ در آن منزل کرده اند. در عقب این در، پارک بسیار بزرگ و عالی قرار دارد که پر است از چنار های بلند ...

ابتدا باید از خیابانی عبور کرد که پنج خیابان فرعی در موازات آن واقع شده و همه دارای نهری هستند که اتصالا آب در آن جاری است. در انتهای این خیابان عمارت مفصلی است به شکل صلیب یونانی که در انتهای هریک از شعب آن در های بزرگی با شیشه های الوان برای دخول روشنایی قرار دارد. در میان بازوهای صلیب دو اطاق با ایوانی دیده می شود که برای استراحت شاه اختصاص دارد. سالن مرکزی دارای گنبدی است که با چهار طاق متقارن ساخته شده است. گچبری های سقف آن ظریف نیست ولی با طلا و رنگ های مختلف نقاشی و تزیین شده اند و پرده بزرگی آنها را از بیرونی جدا می سازد تا بانوان حرم در موقع گردش از انظار محفوظ باشند.

کاخی که مخصوص تعیش و زندگانی پنهانی شاه است در این محوطه دوم قرار دارد. شکل آن مربع مستطیل و در دیوار های خارجی آن هیچ گونه پنجره یا روزنه ای دیده نمی شود. تمام اطاق ها از حیاط روشنایی می گیرند. برای دخول به این کاخ باید از در پست تنگی وارد دالانی شد و به حیاط رسید. این حیاط محل زندگانی  زنان اندرون شاهی است. حوض بزرگی از مرمر سفید در مرکز آن واقع و در اطراف آن معابر سنگ فرشی است که هر یک منتهی می شود به منازل سوگلی های حرم و آپارتمان هر یک از آنها مرکب است از دو اطاق که درب شیشه ندارد و همیشه باید باز باشد تا روشنایی و هوا در آنها داخل گردد.

در مرکز این بنا سالن مخصوصی است مه در داخل آن تصویر بزرگی از فتحعلی شاه با دوازده پسر ارشدش ترسیم شده است. شاه بر روی تخت جواهر نشانی جلوس کرده که در بالای آن عرشه ای بر روی چند ستون قرار دارد. در فاصله ستون ها گلدان کوچکی است که در آنها از زمرد و فیروزه و سایر جواهرات شاخ و برگ و گل درست کرده اند. شاه کلیجه ای پوشیده که دامن آن ساق پایش را می پوشاند و تاجی هم از الماس و یاقوت زینت یافته بر سر دارد و تکیه داده است به متکای بزرگی که با مروارید های درشت زر دوزی شده است. تاج شاهزادگان به بزرگی تاج شاه نیست وای همه جواهر نشان هستند. تصاویر دیگری هم در این سالن هست که سفرای انگلیس و فرانسه و ژنرال گاردان و سر جان مالکم را با آن جوراب های بلند قرمز که از تشریفات سابق شرفیابی به حضور است نمایش می دهند. در دنبال آنها وزراء و مستوفیان صف کشیده اند. این دسته جبه های زر دوزی پوشیده و عمامه بلندی هم از شال ترمه بر سر دارند که در بالای آن چند دانه الماس درخشان نصب شده است (دیولافوا، 1378،ص 149) هم چنین کنت دو سرسی، سفیر فرانسه که در سال 1255 قمری از این باغ دیدن کرده است. در توضیح معنای نام باغ اشاره می کند( این کلمه به معنای باغ گل سرخ است.) او همچنین از گل ها و گیاهان و لطافت هوای باغ بسیار تعریف می کند و معتقد است که در تهران ساختمانی زیبا تر از نگارستان ندیده است. ( دو سرسی،1362، ص 151)

سموئیل گرین ویلز بنجامین سفیر انگلیس در آن زمان، یکی از افرادی است که در سفر نامه خود به تفصیل به باغ نگارستان اشاره کرده و توصیف های او یکی از منابع اصلی در مورد عمارت های قدیم باغ نگارستان است. او در وصف تالار سلام می گوید: (تالار پادشاه که در مرتبه تحتانی ساخته شده، نمونه بسیار با تماشای صنعت و سلیقه ایرانی است. دهلیز اتاق، سقف پستی دارد، ولی به الوان مختلف و به رنگ طلا مزین است و از تالار، به واسطه ستون های سبک چوبی جدا کی شود، وضع کلی و سر این ستون، اگر چه بسیار کوچک است، معهذا ستون های عالی تخت جمشید را به یاد می آورد و سقف تالار، به نسبت بزرگی اتاق ، خیلی بلند است. هر قسمت این اتاق، به رنگ سبز و گلی و طلایی، نقاشی شده، بر روی دیوار ها صور نقاشی از شکار، بر روی گچ کشیده شده است.

این صور، اگر چه، با سایر تزیینات اتاق تناسب مطبوعی دارد، ولی، چندان تعریفی ندارد و نقاش های خوبی نیست، گویا که از پرده های ارزان فرنگی، سر مشق گرفته اند. خلاصه، این نقش ها، به هیچ وجه بر زینت و قشنگی تالار نمی افزاید. ولی، شخص فورا از ملاحظه آنها  صرف نظر کرده، به تماشای نقش های تاریخی با شکوهی مه از هر طرف نصف دیوار را گرفته است، می پردازد، ازآن جمله، صورت گروهی است به بزرگی طبیعی، فتحعلی شاه که بر روی تخت طلای خود نشسته است و سی نفر پسر بر گرد او جمع اند و سفرای فرانسه و انگلیس و روس و اعیان و ارکان سلطنت، دور ایستاده اند. باید این تصویر ها، بعینه، شباهت داشته باشد. و چون لباس های در باری هشتاد سال قبل، که عبارت است از ابریشم و شال های کمری و جبه های شال کشمیری و نشان ها و البسه نظامی با شکوه، به درستی نقاشی شده است. (بنجامین، 1363، ص 128)

انوار بیان می کند که: (سر در اصلی باغ در قسمت جنوبی آن قرار داشت و دارای دو طبقه بود. در طبقه بالا سه اطاق و در طبقه پایین دو اطاق ساخته بودند. در برابر این سر در بدان روزها به روز عید قربان شتر قربانی می کردند. چون از این سر در می گذشتیم و به داخل باغ به طرف شمال می رفتیم خیابانی شمالی و جنوبی آن سر در را بداخل باغ می پیوست و در حاشیه این خیابان و در طول آن اطاق های متعدد ساخته شده که گچبری های بسیار چشمگیر داشت. چون به مرکز باغ می رسیدیم ابنیه اصلی این قصر در آنجا بود و مشهور ترین این ابنیه عمارت حوض خانه است که نام دلگشا داشت و ان را درست در وسط این باغ ساخته بودند. در همین ساختمان است آن تالار سلام پادشاهی که در دو طرف آن پرده نقاشی مجلس سلام مذکور در فوق جلوه گری می کرد) ( انوار، 1373، ص، 17) . تالار مهم دیگر مجموعه قلمدان نام داشت که گفته شده به همراه تالار دلگشا دارای آینه کاری های ظریف و نقوشی مطلا و در های ارسی و تزیینات و اشیای گرانبها مزین شده بود. ( تالار قلمدان به طوری که اسناد نشان می دهند در آخرین حد شمالی باغ نگارستان واقع بود. ( انوار، 1373، ص 18)

 

تامین آب باغ:  آب باغ از دو نهر مشهور آب کرج و نهر اوین تامین می شده است. چنان که گفته شده در سال 1261 قمری به دستور محمد شاه قاجار از رودخانه کرج  نهری به طول هفت فرسنگ جدا کردند و آب این نهر را به تهران رساندند. این نهر که از شمال باغ نگارستان می گذشت از دروازه شمیران آب را به نواحی شرقی آن روز تهران می رساند (انوار، 1373، ص، 21)

حمام باغ نگارستان: حمام باغ نگارستان و سر سره مشهور آن یکی از دیدنی های این باغ به حساب می آمده است. (خانم های اندرون به این حمام می رفتند... در وسط آن، ستون های چند قرار داده شده، در وسط ستون ها، حوض مدوری واقع است. در رو به روی در حمام، سر سره بسیار سراشیبی از مرمر مصقول ساخته اند (بنجامین ، 1363، ص 131)، این حمام را در قدیم سرسره می خواندند و تا سال 1340 شمسی اکثر ستون ها و حوض آن باقی بوده و از آن حفاظت نمی شد، به همین سبب تمام سنگ های منقور و منقوش و ستون های زیبای آن را مردم ربوده اند (محل سرسره و حوض کوچک آن هنوز هم وجود دارد)

مراسم در باغ نگارستان: در مورد مراسم شتر قربانی در روز عید قربان، فووریه، پزشک ناصرالدین شاه می نویسد ( مراسم نحر شتر قربانی در میدان نگارستان صورت می گیرد و شاه با لباس تمام رسمی با همراهان در بالا خانه نس نشیند، جمعیت زیاد در کنار منازل اطراف یا روی پشت بام ها برای تماشا می ایستند، شتر را که سراپا غرقه در زینت و آرایش است از خیابان ظل السلطان با یک دسته نظامی و ... وارد میدان نگارستان می کنند، در حالی که بیچاره شتر قربانی پیش می آید و بی خبرانه سر خود را  به طرف چپ و راست بر می گرداند

(1385، ص، 174)، این اخبار نشان می دهد که میدان باغ نگارستان به دلیل وجود کاخ سلطنتی گاهی از اوقات مانند میدان ارگ که در مدخل کاخ های سلطنتی درون ارگ قرار داشت محل برگزاری اعیاد و جشن ها در تهران بوده است.

معماران و نقاشان باغ نگارستان

برای نقاشان درباری، باغ نگارستان فرصت مناسبی بوده است تا به ذوق ورزی بپردازند. (فتحعلی شاه به اهمیت ایجاد تصویر علنی و چشمگیر به عنوان وسیله ای برای تاکید بر قدرت و تفوق خویش کاملا آگاه بود، بنا براین، دستور داد نقاشان در بارش تصویر با شکوهش را در جامه های زر بفت بسیار زیبا مزین به گوهر های گران قیمت به دقت ترسیم کنند) (اسکرس، 1375، ص 77). یکی از نقاشان، مهر علی نام دارد و تابلو رنگ و روغن او از فتحعلی شاه در باغ نگارستان مورد توجه بسیار است.

از دیگر تصویر های مهمی که دز تالار سلام باغ نگارستان از آن نام برده می شود تصویر مجلس سلام فتحعلی شاه که نشان می دهد این باغ یکی (قصر های بیرونی سلطنتی) بوده. ( گویا به خاطر وجود همین آثار گران بها بوده که بر یکی از تالار ها نام نگارستان گذاشته بودند.) (انوار،1373، ص17) بنجامین معتقد است که شمایل هاب باغ نگارستان به دست محمد حسن خان، شاگرد آقا صادق از نقاشان دوره کریم خان کشیده شده  است: ( محمد حسن خان، صورت های بزرگ عمارت نگارستان را که به بزرگی طبیعی است و صورت های فتحعلی شاه و فرزند های متعدد او را با صورت سفرای خارجه و اعیان دربار آن پادشاه جلیل القدر، ساخته است. این نقاش یقینا، قابلیت زیادی داشته است و معلوم است که چیزی کمی داشت که یکی از بزرگ ترین نقاش های این زمان بوده باشد. اما در حالت حالیه، در پرده های او، مناظر به درستی شناخته نشده است و مانند سایر نقاش های آسیایی، حس درستی در دورنما نداشته است و به واسطه این نقض، پرده های قیمتی از درجه تکمیل ساقط گشته است) ( 1363، ص 378)

پژوهشگران دیگر ار نقاشان دیگری نام می برند، از جمله ( به غیر از عبدالله خان معمار باشی و نقاشباشی که اکثر ابنیه و نقاشی و معماری آنها، به اهتمام وزیر نظر وی انجام می گرفت، آقا جانی اصفهانی از معماران و نقاشان مشهور در بار آن عهد نیز مقرب و این قبیل امور بعد از عبدالله خان اکثر به او رجوع می گشت و این قصر و باغ هم به طور قطع به اهتمام آنان احداث گردیده است ( سهیلی خوانساری، 1353، ص 31). سهیلی خوانساری هم چنین اشاره می کند که ( به امر مظفر الدین شاه از روی این صف سلام {نقاشی های درون اتلار}. مرحوم مصور الملک به همان اندازه روی بوم نقاشی کرده و در وزارت خارجه قدیم نصب نمود و ... وقتی که محل وزارت خارجه را که در مقابل وزارت دادگستری قرار داشت خراب  کردند و به شیر و خورشید سرخ واگذار نمودند تابلو ها را به موزه ایران باستان انتقال دادند) (1353، ص 37). نمونه ای از این تصاویر در این مقاله به چاپ رسیده و سهیلی خوانساری نام تمام کسانی را که تصویر آنها در تابلو دیده می سود، مشخص کرده است.

لرد کر زن  به دقت این تصاویر را شرح داده است، (در نگارستان دو تا از این تصاویر دیده می شود ، یکی عکس تا حدی نا مشخص از شاه و بعضی از فرزندان او ست و آن دیگری که نیک مشهور است تصویری است از پادشاه که پسران و وزیران دولت احاطه اش کرده اند و شاه بر تخت طاوس جلوس نموده ،  وزیران مختار دولت های اروپایی با رسمیت تمام بار حضور یافته اند. شاه و پسرانش در انتهای تالار و نمایندگان دول از دو سو تا پیشگاه او دو ردیف دراز در تصاویر با قد و اندازه طبیعی که جمعا پنجاه نفرند، نقش شده است. و دو نفری که در جای ممتاز ایستاده و از همه به شاه نزدیکترند رسولان رقیب یکدیگر یعنی بریتانیا و فرانسه اند. ظاهرا یک اشتباه تاریخی در این مورد به صورت دائم در آمده است. چون صاحبان تصاویر فقط مربوط به یک موقع نمی شوند، بلکه به سراسر یک دوره تعلق دارند به این معنی که سر جام ملکم و سرهار فرد جونز و سر گور اوزلی و ژنرال گاردان فرانسوی همه در تابلوی واحدی دیده می شوند و این نکته هم از روی لباس رسمی و هم چهره حضرات نیک هویداست لباس انگلیس ها کلاه سه گوش است که به رسم ایرانی جورابی ساقه بلند که در آن موقع پوشیدنش الزامی بود تا زانو برآن می کشیدند.

این تصاویر که حائز اهمیت تاریخی است و با وجود خشکی هوا در تهران خوب مانده است، کار محمد حسن خان از هنرمندان برجسته آن دوره است و هر چند که از لحاظ هنری فاقد قواعد تناسب و زیبایی است و از جهان سایه و روشن هم ناقض است، باز به راستی قابل تحسین و با وجد وضع و حال خشک و سخت زمان، نمودار متناسبی است از آنچه در با آداب  ترین و مقید ترین در بارهای مشرق زمین وجود داشته است. ( کر زن، 1380، ص447) دوسرسی اگر چه معتقد است نقاشی ها کیفیت پایینی دارند، اما در میان توصیف ها به ادامه دار بودن روند تصاویر اشاره می کند و می نویسد ( به من نیز روی این تابلو مکانی را نشان دادند که تصویر مرا قرار خواهند داد) (دوسرسی، 1362، ص 152)

فرید الملک همدانی نیز که موفق به دیدن تالار تصویر سلام شده است، مشاهدات خود را این گونه به رشته تحریر در آورده است: (با جناب آقای عنایت السلطنه برای تماشای اطاق نگارستان که تصویر سلام مرحوم  خاقان مغفور فتحعلی شاه است رفتیم، مشهدی حیدر علی نام سرایدار آمد هادی شد و ما را به اطاق مزبور برد. اطاقی است رو به مشرق که از سقف تا پایین همه منقش و تصویر خاقان مغفور و 12 نفر از پسران خاقان از قبیل مرحوم عباس میرزا نایب السلطنه و حسنعلی میرزا فرمانفرما و محمد تقی میرزا رکن الدوله و سایرین همه سر پا ایستاده لباس قبای بلند کلجه ترمه آستین کوتاه و شال کمر کلفت با شمشیر و زلف های بلند. صورت خاقان با پسر هایش سمت بالای اطاق است. دو سمت طول اطاق از تصاویر بزرگان و اکابر و اعیان دولت علیه و سفرای خارجه بوده و اسامی تصاویر هم نزدیک مابین شانه و هر تصویر نوشته شده است.

نقاش اسمش عبدالله است. در سنه 1228 هجری این تصاویر کشیده شده است . از اشخاصی که اسمش خوانده شد مرحوم حاجی میرزا شفیع صدر الاعظم، مرحوم میرزا عبدالوهاب خان معتمد الدوله، مرحوم میرزا فتحعلی خان ملک الشعرا،مرحوم محمد حسین خان قراگوزلوی عاشقلو وزیر لرستان و عربستان، مرحوم نصرالله خان حاجیلو ایضا، سردسته سوار مرحوم عبدالحسین خان ناظر، سفیر عثمانی، سفیر فرانسه، سفیر انگلیس سر جان مالکم که تاریخ برای ایران نوشته است. لباس وزراء و ارکان اغلب شال کلاه و کلیجه ترمه بته دار و قبای بلند و همه ریش بلند، به جز چند نفر از پسر های خاقان مغفور یک نفر جوانی بی مو در میان سد نفر متجاوز که در صف سلام ایستاده نبود. این اطاق قابل دیدن و تاریخی است، هزار حیف که رو به انهدام است  و تعمیر نمی کنند (1354، ص 203)

بی مهری به باغ نگارستان

باغ نگارستان، یکی از باغ های مشهور تهران در روزگار قاجار، متاسفانه آن چنان که شایسته این مکان بود، مورد توجه قرار نمی گرفت و در دوره های مختلف مورد بی مهری واقع می شد. بخشی از این بی توجهی به دلیل تمرکز نهاد های اداری در کاخ گلستان و حضور شاه در آن جا و توجه به کاخ های شمال شهر مانند صاحبقرانیه بوده است. ضمن آن که در پیرامون باغ نگارستان رجال دیوانسالار در محله دولت برای خود باغ و کاخ ساختند: مانند بهارستان، مسعودیه و ...

با استناد به روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه می توان نتیجه گرفت که باغ نگارستان مورد توجه ناصرالدین شاه نبوده است، اعتمادالسلطنه می نویسد: ( صبح در خانه رفتم. شاه فرمودند عصر نگارستان تشریف خواهند برد، در صورتی که البته هشت نه سال است که نگارستان تشرف نبردند. نگارستان باغ بی صفا نبود) (1385،ص 518)  حدود یک صد سال پی از احداث، باغ به وضعی افتاده بود که از شرایط نا مطلوب بر تالار ها این گونه یاد شده است: (جای خیلی افسوس است که عمارت به این خوبی و تصاویر اشخاص بزرگ عهد خاقان مغفور عنقریب مضمحل و منهدم خواهد شد. این اطاق قابل دیدن و تاریخی است، هزار حیف که رو به انهدام است و تعمیر نمی شود. عمارت های زیاد در نگارستان است که همه خراب و ویران شده است  (فرید الملک همدانی، 1354، ص 204)

از کاخ قاجاری تا دانشسرای عالی

متروک شدن و بی مهری به باغ نگارستان سبب شد این محوطه در برنامه های دولت برای تاسیس اماکن عمومی، زمین مناسبی که قابلیت ساخت و ساز را دارد در نظر گرفته شود. پیش از آن برای مدت یک سال، در 1304 قمری محل وزارت عدلیه شد. تاسیس مدرسه فلاحت مظفری در سال 1318 قمری (1279ش) و مدرسه ثنایع مستظرفه در سال 1329 قمری (1290ش) از جمله این اقدامات است که قبل از تاسیس دار المعلمین عالی در سال 1307 شمسی در باغ نگارستان رخ داده است.

(در سال 1318 قمری از طرف دولت ایران آموزشگاهی در تهران جهت تعلیم علمی و عملی فنون کشاورزی گسترش یافت و برای مدیریت آن آموزشگاه که به نام مدرسه فلاحت مظفری نامیده می شد داشر بلژیکی را استخدام کردند.. آموزشگاه در تهران قرار داشت و عملیات کشاورزی در دهکده (بهشتی) نزدیک عار صورت می گرفت ولی پس از چندی به باغ نگارستان انتقال یافت و آن باغ جهت انجام دادن عملیات کشاورزی محصلین در نظر گرفته شد. این آموزشگاه یک دوره فارغ التحصیل برای رفع نیازمندی کشور تربیت کرد. (محبوبی اردکانی، 1370، ص 406) همان طور که از متن پیداست استقرار مدرسه در باغ نگارستان دوام چندانی نیاورده و باغ به حال خود رها شده است.

اخبار بعدی مربوط به تاسیس مدرسه صنایع مستظرفه در باغ است، اما این مدرسه در باغ پایدار می ماند. کما این که قرار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کنونی در محوطه جنوبی باغ قدیم نشانه ای از پیامد های افتتاح مدرسه صنایع مستظرفه در باغ نگارستان است. بر این اساس (در سال 1329 قمری مرحوم کمال الملک به کمک مرحوم ابراهیم حکیمی (حکیم الملک) مدرسه ای به نام مدرسه صنایع مستظرفه تاسیس کرد...علی قلی خان سردار اسعد بختیاری نیز پس از افتتاح مجلس با وی همراهی نمود و اجازه نامه ای از مجلس برای واگذاری شش هزار ذرع زمین از اراضی باغ نگارستان با مبلغ چهار هزار تومان مخارج آن جا صادر گردید. در اندک مدتی بنا ساخته و مدرسه دایر شد ( محبوبی اردکانی، 1370، ص 415). مدرسه تا سال 1308 با مدیریت استاد کمال الملک بود تا در این سال جای خود را به موسسه هنر های قدیم ایران داد.

این موسسه همان اداره هنرهای سنتی است که هم اکنون یکی از پژوهشکده های سازمان میراث فرهنگی و گردشگری محسوب می شود و به کار خود ادامه می دهد. در سل 1307 اعتمادالدوله قراگزلو با احداث سه بنای جدید دبیرستان علمیه را به باغ نگارستان آورد. مدرسه صنایع مستظرفه و مسنحدثات آن در ضلع جنوبی باغ استقرار داشت اما از سال 1311 در ضلع شمالی باغ دارالمعلمین عالی افتتاح شد. هسته اولیه دارالمعلمین عالی ، دارالمعلمین مرکز بود که بنیان آن در سال 1298 گذاشته شده بود. این موسسه در ابتدا وظیفه تربیت معلم برای دوره ابتدایی و دوره متوسطه را بر عهده داشت اما از سال 1307 دارالمعلمین عالی از طرف وزارت معارف تاسیس و به دارالمعلمین مرکزی ضمیمه شد.

دارالمعلمین مرکزی ابتدا در ابتدای خیابان شاه کوچه نوبهار، بعد در عمارت شرکت فرهنگ در کوچه سهم الملک و بعد به باغ قوام الدوله در خیابان شاپور منتقل شد و ( در نهایت در تاریخ مهر 1311 از آن جا به اراضی باغ نگارستان انتقال یافت و البته برای این کار ساختمان های مفصلی به مقیاس آن روز در اراضی باغ نگارستان احداث گردید (محبوبی اردکانی، 1370، ص 418) مرحوم عیسی صدیق در مورد شکل گیری این موسسه آموزشی که بعد ها به نام دانشسرای عالی تغییر نام یافته و در نهایت بستر تاسیس دانشگاه تهران شد.

می نویسد (در سال 1307 شمسی (1347ق)، که من ریاست تعلیمات عمومی مملکت را برعهده داشتم نگارستان در اثر بی آبی و بی قیدی چند ساله چون صحرای قفری بود که عمارت نیمه خراب مدرسه علمیه در شمال آن قرار داشت در آن سال برحسب پیشنهاد نگارنده نقشه ساختمان یک مدرسه متوسطه کامل با رعایت سبک معماری ایران و اصول مدرسه سازی توسط مهندس مار کف تهیه و اجرا شد. بعدا دو آپارتمان در حد انتهای شمالی نگارستان برای سکونت معلمان فرانسوی و در شمال مدرسه صنایع مستظرفه عمارتی سه طبقه برای تاسیس شبانه روزی شاگردان آغاز شد. ولی نیمه تمام ماند.

نقشه خیابان بندی و چمن کاری و درخت کاری را سید علی اکبر باغبان تهیه کرد و گود برداری و کود ریزی را آغاز نمود) ( 1354،ص 98). با توجه به این موارد می توان نتیجه گرفت که باغ نگارستان به روزی افتاده بود که همه و از جمله مار کف به خود جرات دادند تا ساختمان های قدیمی آن را تخریب و به جای آن عمارت های تازه بسازند. عیسی صدیق چنین ادامه می دهد (وقتی دارالمعلمین عالی به نگارستان انتقال یافت مدتی صرف بیرون بردن خاک و سنگ و نخاله بنایی و هموار کردن اراضی شد. سپس عمارات سه گانه بدین شرح تقسیم شد: دو آپارتمان شمالی که دارای شش اطاق بود، به دفتر ریاست و مدیر داخلی و دبیر خانه و شورای دارالمعلمین عالی اختصاص یافت. عمارت مرکزی که شامل پانزده کلاس و دو تالار بزرگ بود، به محل تدریس و کتابخانه و اجتماعات شاگردان تخصیص داده شد. عمارت جنوبی ساختمانش تکمیل و مخصوص آزمایشگاه  ها گردید.

چون سال ها در فصل تابستان آب به نگارستان نیاورده بودند اقدامات پیگیر، شهرداری تهران را مکلف به رسانیدن آب کرد و مقدمات آباد کردن 25 هزار متر مربع که به دارالمعلمین عالی تفویض شده بود فراهم آمد. برای تبدیل زیر زمین و طبقه اول عمارت جنوبی به آزمایشگاه چون نخستین بار بود که طبق اصول جدید در ایران لابراتوار ساخته می شد و بناها و معماران از لوله کشی آب و گاز و سیمان کاری بی اطلاع بودند از چند تن از کارگران ایتالیایی و روسی که در تهران بودند استفاده شد. تبدیل قسمتی از دیوار هر کلاس  را به نوشتگاه

( به جای تخته سیاه) چند نفر از اهالی رومانی مقیم تهران انجام دادند و ماده که به کار بردند عبارت بود از صفحات فرسوده گرامافون. برای آزمایشگاه ها چه از لحاظ روشنایی در آغاز شب و چه از لحاظ تجربیات علمی، دارالمعلمین عالی احتیاج به مولد نیروی برق داشت زیرا در آن تاریخ تهران دارای کارخانه برق نبود. ... یک دستگاه موتور مولد برق خریداری و به دستور استاد فیزیک توسط دانشجویان رشته فیزیک نصب گردید و تمام کلاس ها و آزمایشگاه ها و قسمت اداری و باغ ها به دست دانشجویان، سیم کشی و روشن شد و این نخستین بار بود که دانشجویان با دست خود کار کردند و از مبادرت به کار بدنی شرمنده نشدند، بلکه در اثر تشویق و کامیابی احساس غرور نمودند.

در سال بعد به تدریج آزمایشگاه ها رو به تکمیل رفت در سال 1315 یک عمارت مخصوص برای آزمایشگاه علوم طبیعی در غرب ساختمان مرکزی به وجود آمد- آزمایشگاه زیست شناسی و مکانیک وظایف اعضا و تعلیم و تربیت بر عده آزمایشگاه ها افزوده شد و در اثر مکمل و مجهز شدن آنها از مهر 1314 کلاس مقدمات طب از دانشکده پزشکی به دانشکده علوم منتقل شد. پس از این که تعداد دیگری عمارت به نگارستان اضافه گردید، دارالمعلمین دانشسرای عالی نام گرفت و دو دانشکده مهم ادبیات و علوم در آن جا تشکیل شد. در این مجموعه  10 هزار متر مربعی، 64 اتاق و دو تالار بزرگ احداث کردند و از چنان وسعتی بر خور دار شد که در سال 1315 خورشیدی عمارت بزرگ دیگری جهت کتابخانه در شمال شرقی باغ نگارستان بنا نهادند و خانم پروین اعتصامی شاعره نامدار به عنوان معاونت این کتابخانه عظیم به خدمت گرفته شد (صدیق، 1354، ص 98)

هم چنین به هنگام تکمیل عمارت دانشسرا، مرحوم بیع الزمان فروزانفر، نمونه هایی از اشعار و عبارت های نغز مشاهیر ادب ایران را انتخاب کرد و به خط خوش عمادالکتاب حسنی بر کاشی های فیروزه ای بر پیشانی تالار ها و ایوان ها نقش بست ( نیرو منش، 1373، ص 76) این سنت حسنه پیش از آن در مدارس قدیم ایران تجربه شده و نمونه های آن نیز در دارالفنون دیده می شود. مثلا در بالای تالار بزرگ غربی عمارت مرکزی که به کتابخانه تخصیص یافت این بیت از سعدی در کتیبه نوشته شد:

    خشک نیک بختی که در گوشه ای                            به دست آرد از معرفت توشه ای

و در بالای عمارت جنوبی مخصوص آزمایشگاه ها این مصرع از جلال الدین محمد مولوی نوشته شده:

عاقبت جوینده یابنده بود

و برسر در اصلی و مدخل عمارت مرکزی از سمت جنوب این بیت از فردوسی نوشته شده:  

به نام خداوند جان و خرد                           کزین برتر اندیشه بر نگذرد

معماری دانشسرای عالی:

نیکالای مارکف ( 1261-1336ش)، اهل تفلیس، دانش آموخته آکادمی هنر و معماری سنت پترزبورگ ، احتمالا به سال 1915 به ایران آمد و پس از انقلاب اکتبر در ایران ماند اولین طراحی رسمی و ماندگار او دبیرستان البرز است که در شال 1303-1304 ساخته شد (دانیل، 1382، ص 13) بنا بر این، اولین تجربه او در زمینه بناهای آموزشی، دارالمعلمین ساختمانی نو طراحی کرد: ( مدرسه دارالفنون تا سال 1308 {شمسی} بر قرار بود. در این سال میرزا یحیی خان اعتماالدوله قره گزلو وزیر معارف وقت بنای قدیم را در هم کوبی و به وسیله مارکف روسی ساختمان نو بنا گذاشته شد.

در سال 1313 جناب علی اصغر خان حکمت وزیر وقت  فرهنگ در جانب شمال و جنوب عمارتی بر آن مزید فرمود (روشنی زعفرانلو، 1354، ص 75) با توجه به این که بر اساس گزارش صدیق اعلم دستور تهیه نقشه دانشسرای عالی در سال 1307 داده شده است. باید گفت که سنگ بنای اولین دانشگاه در باغ نگارستان تجربه شده است. بسیاری از ساختمان هایی که مارکف در سال 1303 تا 1313 طراحی کرده و ساخته است، امروز در زمره میراث فرهنگی به شمار می روند. هم چنین با عنایت به سبک آرت دکو که ویژگی و مشخصه آن استفاده از تجربه معماری دوران گذشته و رعایت نیاز ها و عملکرد های جدیدی است، کارهای مارکف را باید گونه ای تداوم در معماری ایران دانست. دانست، دانش او در زمینه معماری بومی ایران و رشته تخصصی او، فرصت مناسبی را در اختیار وی قرار داده بود، تا بتواند زمینه های جدیدی را تجربه کند. در میان کار های مهم طراحی آموزشی، تجربه دارالفنون و دارالمعلمین که همزمان طراحی شده اند، دارای ویژگی هایی است که به برخی از آنها اشاره می شود:

1- در طراحی مدرسه دارالفنون هنوز اصل طراحی بر استفاده از حیاط مرکزی استوار است، در حالی که در تجربه باغ نگارستان نه تنها حیاط مرکزی نقشی ندارد، بلکه پاسیو ها برای اولین بار به کمک طراحی می آیند.

2- راهرو که در تجربه دارالفنون به بخش حاشیه ای عمارت کشیده شده است، در طراحی جدید در مرکز قرار می گیرد. شاین ذکر است که در طراحی معماری سنتی ایران راهرو عنصر اصلی و عمده ای به شمار نمی رود، در حالی که این المان رای اولین بار در ساختمان آموزشی در سطح عالی تجربه می شود.

3- برای اولین بار بنای کوشک در باغ مورد غفلت قرار می گیرد.. طراحی جدید اعتنایی بر این عنصر مهم و حیاتی باغ ایرانی ندارد.

4- معماری مارکف پس از تجربه های فراوان با این ویژگی معرفی می شود، در نماهای اصلی طبقه هم کف پنجره هایی به شکل مربع مستطیل و در طبقه دوم پنجره ها دارای شکلی با قوس ایرانی هستند. در معماری باغ نگارستان در هر دو طبقه پنجره ها یکسان و با فرم قوسی دیده می شوند.

5- آنچه از یادگارهای مدارس گذشته ایران در این بنا دیده می شود، نوشتن اشعار با مضمون تعلیم و تربیت است که پیش تر اشاره شد.

در مورد معماری بنای اصلی دارالمعلمین می توان گفت: ( این بنا با اندامی کشیده و دو بازو برگشته آرام و متین در دل باغ جای گرفت، به نحوی که ورودی و جهت اصلی آن رو به جنوب باشد. بال های برگشته در شمال بنا فضاهایی را که از سه محصور هستند، از باغ اصلی جدا می کنند. راهرویی سراسری از درون بنا ارتباط فضاهای آموزشی و اداری را بر قرار می کند و پنجره های ساختمان رو به فضای سبز و وسیع باغ گشوده می شود. ورودی جنوبی، ایوانی با سقف مقرنس و کاشی کاری شده است. عنصر تکرار شونده در نمای جنوبی ترکیبی از سه پنجره و دو ستون دارد که سه بار در امتداد هر بال تکرار می شود و به قسمتی پیش آمده ختم می گردد که نمایی با سه پنجره دارد. ترکیب دو ستون بین پنجره ها در بدنه های اصلی بار ها مورد استفاده قرار گرفته است. ترکیب هندسی بنا متکی بر تقارن است، در نماهای فرعی نیز این قاعده رعایت شده است. نمای شرقی از یک ورودی و تکرار دو جفت پنجره در طرفین تشکیل شده و در کار برد اجزا از قبیل جرز ها، کتیبه ها و لچکی های کاشی هم چنان رعایت شده است. (دانیل، 1382،ص 48). نیز گفته می شود طح ساختمان کتابخانه که در ضلع شرقی باغ نگارستان قرار دارد به دست مهندس سموئیل سعید در سال 1315 بنا شده است ( دانیل، سروشیانی، شافعی، 1382، ص 48)

گلگشت فردوسی: قبل از تاسیس دانشگاه تهران، دانشسرای عالی مرکز تحصیلات عالی در تهران بود و دانشکده های ادبیات ، علوم پزشکی ( که بعد ها پایه این دانشکده ها در دانشگاه تهران شدند) در باغ نگارستان قرار داشت و در محوطه دانشکده ادبیات مجسمه ای از فردوسی نصب شده بود. تهیه و نصب این مجسمه که محوطه اطرافش به نام (گلگشت فردوسی) نامیده شد، خود ماجرای جالبی دارد: (در سال 1313 شمسی، زمانی که علاقه مندان به فرهنگ ملی ایران تلاش می کردند به نحوی در کنگره بین المللی شرکت کنند، 410 دانشجوی ایرانی مقیم فرانسه هر کدام از 20 تا 100 فرانک اهدا کردند تا با جم آوری این مبالغ مجسمه ای از فردوسی بسازند و با تقدیم آن به این کنگره به گونه ای نقش خود را از فرسنگ ها راه دور در بزرگداشت یاد شاعر حماسه سرای ایران ایفا کنند) اگر چه مبلغ گردآوری شده حدود 15000 فرانک بیان شده اما به هر حال این مبلغ کافی نبوده و لرنزی، مجسمه ساز معروف با لطف به دانشجویان ساخت مجسمه را قبول کرده است.

دکتر ابراهیم چهرازی، متخصص اعصاب و روان و نماینده این دانشجویان، به در خواست لرنزی، شعر های فردوسی را برای او خواند تا این استاد بتواند با الهام از اشعار حماسی فردوسی تصویری از چهره او را طراحی کند شعر خوانی چهرازی برای لرنزی هفته ها طول کشید تا این استاد توانست به طرحی از چهره شاعر حماسه سرای ایرانی برسد به این ترتیب مجسمه ساخته  و برای بر گزاری کنگره بین المللی فردوسی به تهران فرستاده شد، و آن را در محوطه دانشکده ادبیات دانشسرای عالی نصب کردند. این مجسمه از آن روز تا کنون هم چنان در فضای باز محوطه باغ نگارستان پایدار ایستاده است. (باستانی پاریزی، 1372، ص 358- 375)

قتل قائم مقام فراهانی

میرزا ابوالقاسم فراهانی فرزند سید الوزرا میرزا عیسی معروف به میرزا بزرگ پس از مرگ پدر، از جانب فتحعلی شاه به جانشینی او و به نام قائم مقام ملقب شد. به لحاظ فعالیت های سیاسی در زندگی او و فراز و نشیب های زیادی دیده می شود. اما از میان آنها یک واقعه در باغ نگارستان رخ داده است. بد گمانی محمد شاه به قائم مقام در پی حسادت ها و دخالت های دیگران باعث شد عاقبت در سال دوم سلطنت خود دستور دهد او را در باغ نگارستان، زندانی و پس از چند روز در آخر ماه صفر 1251 خفه کردند (آرین پور، 1357، ص 64). مشهور است که محمد شاه به اصرار عباس میرزا قسم خورده بود خون قائم مقام را نریزد، و برای ادای قسم خود دستور داد او را {خفه کنند}

شرح مفصل قتل قائم مقام در بسیاری از کتاب ها آمده است. ( روز 24 ماه صفر 1251 وقت غروب آفتاب  قائم مقام از طرف شاه به وسیله پیش خدمتی به قصر نگارستان احضار می شود، قائم مقام پس از وارد شدن می پرسد: شاه کجا تشریف دارند؟ اشخاصی که برای انجام این خدمت مامور هستند می گویند: در عمارت سر در، قائم مقام بالا می رود و می بیند شاهی در سر در نیست، می پرسد پس کجا تشریف دارند؟ می گوین تشریف خواهند آورد. چون زبان و قلم او بی نهایت موثر بوده دشمنان او این پیش بینی را کرده میان زبان و قلم او با شاه فاصله انداختند، چنان که چند دقیقه فاصله به عنوان این که شاه خواسته قلمدان و لوله کاغذ او را که هر وقت وزرا و رجال با خود داشتند از وی گرفته دست او را از شمشیر برنده اس کوتاه می سازند.

قائم مقام نماز مغرب و عشاء را می خواند و بعد از نماز اظهار می کند اگر شاه به من فرمایشی ندارند بهتر این است که بروم چونکه منزل دوستی وعده کرده ام انتظار مرا دارد، مامورین با نگاه معنی داری به او می گویند: شاه فرموده اند چون کار لازمی با شما دارم از این جا خارج نشوید. تا من شما را به حضور بطلبم، قائم مقام می گوید: پس قدری استراحت می کنم و شال کمر را باز کرده زیر سر می گذارد و جبه را بر روی خود کشیده می خوابد، دو ساعت از سب گذشته بیدار می شود و می پرسد: اگر شاه تشریف نمی آورند من بروم خدمتشان ببینم چه فرمایشی دارند و باز همان جواب ها را که می شنود به طور مزاح می گوید: پس من اینجا محبوسم! جواب می دهند شاید! گویند در این حال در اتاق قدم زده و این شعر را با ناخن به دیوار می نویسد:

روزگار است این که گه عزت دهد گه خوار دارد               چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد

بالجمله پنج یا شش روز قائم مقام را در حوض خانه قصر نگارستان {احتمالا مکان فعلی موزه هنر های ملی در شمال بهارستان و داخل محوطه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی } نگاه می دارند، بی آن که از آنچه در آن ایام بر او گذشته و از ملاقات هایی که با او شده باشد و یا صدمات جسمانی اگر بر او رسانده باشند، خبری در دست باشد.

چیزی که گفته شده این است که برای تحلیل بردن قوای جسمانی او و این که شاید از گرسنگی بمیرد از دادن غذا به او خود داری می کردند تا شب آخر صفر ماه صفر اسماعیل خان قراچه داغی که یکی از اشقیا و سرهنگ فراشخانه میر غضب باشی با چند میر غضب وارد حوض خانه شده بر سر او ریخته او را بر زمین می زنند، قائم مقام با وجود ضعف و ناتوانی که دارد برای استخلاص خود مقاومت می کند، به طوری که بازوان او مجروح شده خون جاری می گردد. بالاخره دستمالی در حلق او فرو برده و او را خفه می کنند و آن دهانی را که به پهنای فلک بود و برای خدمت به ایران فداکاری می کرد برای همیشه می بندند، همان شبانه نعش وی را در گلیمی پیچیده بلافاصله بر استری بسته  به حضرت عبدالعظیم می فرستند که آنجا مدفون گردد.

از متولی آستانه نقل شده است که اوان صبحی بود در را کوبیدند از خدام کسی حاضر نبود، من خود رفته در را گشودم دیدم چند نفر از غلامان کشیکخانه نعشی را وارد کردند، گفتند شاه فرموده این نعش را دفن کنید. پرسیدم کیست؟ گفتند قائم مقام خواستم غسل داده کفن کنم راضی نشدندو گفتند : مجال نیست و البته چنین دستور داشتند چون کشندگان ام نمی خواستن معلوم شود به چه صورت بدن وی زیر خاک می رود. در صحن امامزاده حمزه جنب مزار شیخ ابوالفتح رازی به خاک سپرده می شود (یکرنگیان، 1334، ص 22-26، همچنین بنجامین، 1363، ص 131). قائم مقام را در شب 24 ماه صفر توقیف کردند و در شب 30 همان ماه به قتل رسانیدند. از گزارش تفصیلی که کمپل – وزیر مختار وقت انگلستان – به لندن داده ( نامه 21 ژوئن 1835) و هم چنین از یاد داشته های خصوصی خودش این حقیقت به خوبی بر می آید که مشارالیه محمد شاه را به کشتن قائم مقام تحریک و هم چنین درباریان و امام جمعه وقت را در تایید خویش تر غیب می کرد است.

کار بری های باغ نگارستان

به جز سازمان برنامه و بودجه، دانشسرای عالی و دانشگاه تهران، اداره صنایع مستظرفه و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، باغ نگارستان مقر گروه ها و سازمان های دیگری نیز بوده است که به صورت فشرده به آنها اشاره می شود. انجمن موسیقی و نمایش در سال 1313 به همت کلنل وزیری در قسمتی از ساختمان دانشسرا تاسیس شد. شادروان روح الله خالقی، مهدی فروغ و ده ها تن موسیقی دانان معاصر از جمله دانشجویان با ذوق این انجمن بودند که بعد ها هر یک از آنان خدمات گرانقدری به هنر موسیقی سنتی ایران کردند. اوین فرهنگستان ایران در سال 1314 در اتاق شورای دانشسرا شکل گرفت.

در سال 1315،عمارت کتابخانه که در شمال شرقی باغ نگارستان بنا شده بود، به دست محمد علی فروغی، نخست وزیر و با حضور هیئت دولت افتتاح شد. پروین اعتصامی در سمت معاون در این کتابخانه خدمت کرده است. از سال 1335به ترتیب موسسه لغت نامه دهخدا، موسسه جغرافیا و موسسه زبان های خارجی دانشگاه تهران در نگارستان به فعالیت علمی خود ادامه دادند. در سال 1337 باغ نگارستان به موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی واگذار شد. از سال 1350 که گروه علوم اجتماعی به دانشکده علوم اجتماعی تبدیل شد تا شهریور 1371 این بنا در اختیار دانشکده علوم اجتماعی و موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی قرار داشت. پژوهشکده فرهنگ و هنر در سال 1377 در باغ نگارستان مستقر شد. در سال 1381 این پژوهشکده به موسسه پژوهشی فرهنگ و هنر تغییر نام یافت. هم اکنون، باغ نگارستان با نام موزه تاریخ علم در اختیار دانشگاه تهران قرار دارد.

نیز باید اشاره کرد که در سال 1375، طرح مرمت و نوسازی باغ نگارستان به دانشگاه واگذار شد. این باغ در سال 1377 به شماره 2082 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.